هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

536

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مرتفعى » آنجا ساخته‌اند ، 118 پلّه مىخورد و از آن بالا تا چند فرسخ به خوبى ديده مىشود . خيلى تأسف خوردم كه چرا حالت نداشتم بروم . روز جمعه « 1 » ، بيست و چهارم [ شوال 1304 ه . ق . ] هنوز كسالت باقى بود . آثار تب ، باز كم‌كم نمودار شد . طبيب آمده ، دوا داد . تا شام قادر به حركت نبودم . بعد از شام ، قدرى حالم بهتر شد . فردا روزى است كه از « وينا » به طرف « برلن » حركت كنم . همراهان را گفتم همه مستعد بشوند ، كه صبح زود ان شاء الله راه بيفتم . طبيب ، مرا از رفتن منع كرد . چون تمام تهيه ديده شده بود ، گفتم بعضى از همراهان ، فردا از پيش بروند و برخى بمانند شام با من بيايند . روز شنبه ، بيست و پنجم [ شوال 1304 ه . ق . ] همراهانى كه مىبايست بروند ، ساعت 8 صبح روانه شدند . من به همان كسالت 2 روز قبل باقى بودم . شب به همان حالت ، رفتم به « استاسيون » ، كه سوار بشوم . ديدم نمىتوانم ، لهذا به مهمان‌خانه برگشتم ، كه فردا را هم در « وينا » مانده ، فردا شب حركت كنم . روز يك‌شنبه ، بيست و ششم [ شوال 1304 ه . ق . ] امروز ، انسب دانستم حركتى بكنم . صبح سوار شده ، اوّل رفتم به « پارلمنت » . چون [ روز ] يك‌شنبه بود ، اجزا نبودند . تمام بنا از سنگ مرمر و بهترين ابنيهء عالم محسوب مىشود . بعد رفتم به تماشاى ميكده‌ها . در يك ميكده ، قريب [ به ] 000 ، 20 خمرهء چوبى بود . هريك اقلا شامل 1000 بطرى فقاع « 2 » [ است ] . آبجو ، اين‌جا زياد صرف مىشود و خيلى خوب هم هست . در شهر و حوالى شهر 700 ميخانه است . تجارت مهمّى كه در اين‌جا مىشود ، مشتمل است به « طلا » و « نقره » و « جواهر » و « اسباب چرمى » و « دستكش » و « سر سيگار » و « چپق » و غيره . شهر « وينا » در اين سنوات اخير ، خيلى ترقّى كلى كرده [ است ] . مهمان‌خانه‌هاى خوب ، ابنيهء مرغوب ، خانه‌هاى عالى ، گردشگاهها و باغات متعالى ، همه جديد الاحداث‌اند . در سال 1757 مسيحى « برج » و « بارو » و « دروازه‌هاى اطراف شهر » را خراب كرده ، شهر را وسعت دادند .

--> ( 1 ) . در اصل : جمعهء ( 2 ) . معرب فوگان . شرابى كه از جو و مويز و جز آن گيرند ، آبجو .